آیینه و عشق و عقل

آیینه ها را شکستیم

دوربین ها را  دور انداختیم

عینک نزدیک بین سفارش دادیم

به نقش ماه و یار در چاه، دل بستیم

برای هیچ ، همسایه را به میر غضب سپردیم

هزار برچسب ناچسب به پیشانی دگر اندیش زدیم

در صف های نذری روز عاشورا حسین را به سخره گرفتیم

هنوز هم بیهوده بر سر می زنیم و بر سینه می کوبیم

دینِ بیداری را ،به راستی، افیون کرده ایم

بوی مردار و خون و حیانت گرفته ایم

باید پرسید با خود چه کرده ایم

و گامی دلیرانه باید برداشت

تا  پرید از این گودال آتش

آیینه و عشق و عقل

رمز کامیابی ما

حسین نجفی

 

 

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید