یک خاطره از اوان انقلاب

 

 

در همان روزهای اول پس از  22 بهمن ، جلو در اصلی دانشگاه تهران

صحنه ای را دیدم که در ان موقع بخوبی متوجه اهمیت و پی آمدهای

خطیر آن نشدم ولی هیچوقت آنرا فراموش نکردم :

جوان بسیار قوی هیکل و در حقیقت غول پیکری که به قول معروف

هنوز پشت لبش سبز نشده بود داشت  با لهجه جاهلی به یک دختر خانم چادری می گفت :

"ما چادری مادری سرمون نمیشه  هرکی باشه جر میدیم"

 

باورمون نمیشد که حرف آخر را دارند اول می زنند .

/ 0 نظر / 3 بازدید