حدیث روشن ظلم شما و نکبت ما

ز حیله بر در موشی نشست گربه و گفت

که  , چند دشمنی از بهر حرص وآز کنیم

بسی به خانه نشستیم و دامن آلود یم

بیا رویم سوی مسجد و نماز کنیم

بگفت:کارشناسان به ما بسی خندند

اگر که گوش به پند تو حیله ساز کنیم

ز توشه ای که تو تعیین کنی, چه بهره بریم؟

ز خلوتی که تو شاهد شوی چه راز کنیم

رعایت از تو ندیدیم تا شویم ایمن

نوازشی نشنیدیم تا که ناز کنیم

خود آگهی که چه کردی به ما , دگر مپسند

که ما اشاره بدان زخم جان گداز کنیم

بلای راه تو بس دیده ایم, به که دگر

نه قصه ای ز نشیب و نه از فراز کنیم

خلاف معرفت و عقل , ره چرا سپریم

بروی دشمن خود در چگونه باز کنیم

حدیث روشن ظلم شما و نکبت ما

حقیقت است چرا صحبت از مجاز کنیم

شعر از پروین اعتصامی

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
سمیرا

سلام به تو و وبلاگ خوشگلت اگه دوس داشتی پیش منم بیا