بر ما ستم ها رفت و ما.....

 

بر ما ستم ها رفت و ما خاموش ماندیم

 

با کاروان کربلا چاووش خواندیم

 

در شهر از نامردمان خواری کشیدیم

 

در جمکران شبها چه بیداری کشیدیم

 

معنای شرک و کفر گم شد در دل ما

 

زآن رو نشد هیچ از دعا ها  حاصل ما

 

آن نا خدای بی خدا ، فردا نلرزید

 

یک کنگره از عرش هم با ما نلرزید

 

ما بندگی کردیم امّا نا خدا را

 

نشناختیم افسوس در معنی خدا را

 

وقت است تا از گریه های شب گذر کرد

 

از مکه تا کرب و بلا عزم سفر کرد

 

این سر زمین هم کربلا و کعبه ی ماست

 

هم جمع یاران ، هم گروه دشمن اینجاست


ما در غریبستان خود در کربلائیم


اما حسینی نیست اینجا ، ما کجائیم


زینب کجا  ، عباس کو، از حُر نشان نیست


جز لشکر جرِّار و شمشیر و سنان نیست


دشمن فراوانست و یاران کم شمارند


هرچند این شیر  اوژنان دشمن  شکارند


اینجا ولی دشمن ، لباس دوست دارد


گرگ است و بر تن برهّ ای را پوست دارد

 

اینجا حریف ما نه شمرند و سنانند

 

ما را شریح و شحنه اینجا دشمنانند

 

هم از فریب "میر بازیگر" نژندیم

 

هم از دم تیغ ستمگر در گزندیم

 

از ترس مردن ، مرگ را هر روزه داریم

 

یک لقمه نان خشک را دریوزه داریم

 

دشمن رها کردیم و با خود رزم داریم

 

گوئی برای مرگ ایران عزم داریم

 

یکدل بباید گشت و رو سوی عدو کرد

 

دشمن ستیزی کرد و فکر آبرو کرد

 

هر چند بهر هر کسی این جان عزیز است

 

امّا فراتر بنگری ایران  عزیز ا ست

 

ایران تمام ریشه و پیشینۀ ماست

 

ایران گواه هستی دیرینۀ ماست

 

آیندۀ ما هم در ایران تابناک است

 

ور پاره پاره گردد ، این عین هلاک است

 

بر خیز ای جان برادر تا بمانیم

 

خواهی اگر فردا و فرداها بمانیم

 

 

سنان  : سنان ابن اَنَس از جانیان حاضر

 

          در لشکر ابن زیاد در کربلا

 

 

 

شریح : قاضی شرعی که فتوای قتل امام حسین را

 

          به جرم خروج علیه حکومت اسلامی  یزید !!

 

          صادر کرد .

 

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید